۸ بازديد
چکیدن آب از ماشین لباسشویی می تواند ناشی از چندین مشکل باشد. در اینجا رایج ترین دلایل و نحوه رسیدگی به آنها آورده شده است:
1. نشتی شیلنگ علت: شیلنگ های آسیب دیده یا شل (شلنگ های ورودی، تخلیه، یا داخلی) می توانند باعث نشتی شوند. راه حل: شلنگ ها را از نظر ترک، سایش یا شل بودن اتصالات بازرسی کنید. اتصالات را سفت کنید یا شیلنگ های آسیب دیده را تعویض کنید.
2. آب بندی درب معیوب علت: درزگیر فرسوده، آسیب دیده یا نامناسب درب می تواند باعث خروج آب در حین کار شود. راه حل: درزگیر درب را از نظر ترک یا آوار بررسی کنید. مهر و موم را تمیز کنید و در صورت آسیب دیدگی آن را تعویض کنید.
3. گرفتگی یا خرابی پمپ تخلیه علت: انسداد یا آسیب به پمپ تخلیه می تواند منجر به جمع شدن و نشت آب شود. راه حل: پمپ تخلیه را بررسی کنید و هرگونه انسداد را برطرف کنید. در صورت خرابی پمپ، آن را تعویض کنید.
4. اضافه بار علت: بار بیش از حد ماشین لباسشویی می تواند باعث ریختن آب در حین کار شود. راه حل: از بارگذاری بیش از حد خودداری کنید. دستورالعمل های سازنده را برای ظرفیت بار دنبال کنید.
5. وان یا طبل ترک خورده علت: ترک در وان یا درام می تواند منجر به نشتی شود. راه حل: وان را برای ترک های قابل مشاهده بررسی کنید. در صورت پیدا شدن، کیت های تعمیر ممکن است به طور موقت کمک کنند، اما ممکن است جایگزینی لازم باشد.
6. مشکلات کشو مواد شوینده علت: مواد شوینده بیش از حد یا انسداد در کشوی مواد شوینده می تواند باعث سرریز و نشتی شود. راه حل: کشوی مواد شوینده را تمیز کنید و از مقدار توصیه شده مواد شوینده استفاده کنید.
7. مسدود یا معیوب شیر ورودی آب علت: مسدود شدن یا آسیب‌دیده بودن شیر ورودی می‌تواند باعث نشت آب شود. راه حل: شیر را برای انسداد یا آسیب بررسی کنید. در صورت لزوم آن را تعویض کنید.
8. اتصالات شل یا آسیب دیده علت: اتصالات به ورودی یا تخلیه آب ممکن است شل یا آسیب ببینند. راه حل: اتصالات را سفت کنید یا قطعات آسیب دیده را تعویض کنید.
9. ماشین در سطح نیست علت: ماشین ناهمسطح می تواند باعث ریختن یا چکه آب شود. راه حل: پایه های ماشین لباسشویی را برای اطمینان از تراز بودن آن تنظیم کنید.
10. مسائل مربوط به اجزای داخلی علت: قطعات داخلی مانند مهر و موم، واشر یا گیره ممکن است معیوب یا آسیب دیده باشند. راه حل: قطعات داخلی فرسوده یا آسیب دیده را بازرسی و تعویض کنید. اگر قادر به شناسایی یا رفع مشکل نیستید، بهتر است با یک تکنسین حرفه ای تماس بگیرید. تعمیر و نگهداری منظم همچنین می تواند به جلوگیری از نشت کمک کند. برای لوازم ماشین لباسشویی اینجا کلیک کنید.
اقتصادنیوز: به باور ناظران تحولات سوریه برای کشورهای حاشیه خلیج فارس هم فرصت است و هم تهدید. به ادعای این گروه، پایان بشار اسد طبیعتا روابط ایران و سوریه را تحت تاثیر قرار داده و به کشورهای عرب فرصت می‌دهد تا روابطشان را با دمشق بازتعریف کنند. در مقابل این خطر وجود دارد که شورشی‌ها و رادیکال‌ها از شرایط حاکم بر شام سوءاستفاده کرده و به تنش‌ها در منطقه دامن بزنند، از همین رو اعراب تلاش دارند تا از نسخه محتاطانه‌تری پیروی کنند.

به گزارش اقتصادنیوز، نشریه نیویورک تایمز با انتشار گزارشی مدعی شد، برای دهه‌ها، سوریه نزدیک‌ترین متحد عرب ایران در خاورمیانه بود، در حالی که پادشاهی‌های ثروتمند خلیج فارس برای افزایش قدرت و نفوذ خود در منطقه درگیر رقابتی نرم و در خفا با ایران بودند.

به ادعای ناظران حالا با سرنگونی ناگهانی دولت بشار اسد، متحد نزدیک ایران به حاشیه رفته است. این فرصتی را برای کشورهای حاشیه خلیج فارس فراهم می‌کند تا خلاء را پر کنند و روابط خود را با دولت جدید دمشق توسعه دهند.

 

در این میان، عربستان سعودی و امارات متحده عربی به عنوان دو قدرت پیشروی خلیج فارس رویکرد محتاطانه‌ای در پیش گرفته‌اند، زیرا هیئت تحریرالشام، جناح اصلی شورشی که کنترل بسیاری از مناطق سوریه را به دست گرفته، به رادیکالیسم تمایل دارد و زمانی به گروه افراطگرای القاعده وابسته بود.

هراس پادشاهی‌ها از بازگشت رادیکالیسم

نیویورک تایمز در ادامه گزارش ادعایی‌اش آورد، دو کشور خلیج فارس بخش عمده‌ای از دو دهه گذشته را صرف جلوگیری از ظهور گروه‌هایی کرده‌اند که به دنبال توسعه رادیکالیسم در سراسر خاورمیانه بودند؛ گروه‌هایی چون القاعده، داعش و اخوان‌المسلمین.

همزمان قدرت‌های خلیج‌فارس علناً گفته‌اند که رهبران جدید در سوریه قبل از اینکه بتوانند حمایت سیاسی و مالی را به دست آورند، می‌بایست نشان دهند که در برابر طیف‌های مختلف فرقه‌های این کشور از رویکردی مسالمت آمیز پیروی خواهند کرد.

 

در همین راستا، انور قرقاش، مشاور دیپلماتیک رهبر امارات، اخیراً گفت که ماهیت گروه‌های شورشی و وابستگی گذشته آنها به القاعده باعث نگرانی شده است. قرقاش در جریان کنفرانسی در ابوظبی، پایتخت امارات، در اواسط دسامبر، اندکی پس از تسلط شورشیان، گفت: «فکر می‌کنم همه اینها شاخص‌هایی نگران‌کننده هستند». منطقه قبلاً شاهد چنین اپیزودهایی بوده است، بنابراین ما باید مراقب باشیم.».

کشورهای حاشیه خلیج فارس مدت‌هاست در باب قدرت گرفتن گروه‌های رادیکال نگران هستند. هنگامی که بهار عربی در سال 2011 سراسر خاورمیانه را در برگرفت، چندین حکومت خودکامه سرنگون شدند و گروه‌های قدرتمند رادیکال برای پر کردن خلاء در کشورها از جمله تونس و مصر به پا خاستند.

آنا جاکوبز، تحلیلگر ارشد خلیج فارس برای گروه بین‌المللی بحران، که یک سازمان غیرانتفاعی است، در این باره گفت:«امارات متحده عربی سابقه طولانی در دشمنی با احزاب و دولت‌های سیاسی وابسته به رادیکال‌ها دارد. اما حداقل این کشور تاکنون سیگنال‌های بسیار واضحی ارسال کرده مبنی بر اینکه مایل است با دولت موقت به خاطر حفظ ثبات در سوریه و در منطقه گسترده‌تر همکاری کند».

نگرانی در خلیج فارس در مورد قدرت گرفتن گروه‌هایی چون تحریرالشام به حملات 11 سپتامبر 2001 به نیویورک بازمی‌گردد. بیشتر 19 هواپیماربای سعودی تحت تأثیر نسخه سخت‌گیرانه این پادشاهی و وهابیت حادثه تروریستی پرحاشیه‌ای را در آمریکا رقم زدند. محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، از آن زمان تاکنون قدرت وهابیت را مهار کرده است.

فراز و فرود روابط پادشاهی‌ها با دمشق

پس از انقلاب بهار عربی در مصر، رای دهندگان محمد مرسی، یکی از چهره‌های اخوان المسلیمن را به عنوان رئیس جمهوری انتخاب کردند. اما او در کودتای سال 2013 که امارات متحده عربی از آن حمایت کرد، برکنار شد. از همین رو توسل به رویکرد محتاطانه نسبت به جریان‌های اخوانی نه تنها در در سوریه و خلیج فارس، بلکه در دیگر قدرت‌های منطقه از جمله مصر احساس می‌شود.

عبدالفتاح السیسی، ژنرالی که در سال 2013 جایگزین مرسی در مصر شد، سال‌ها زمان خود را صرف هدف قرار دادن گروه اخوان المسلمین کرد و این گروه را تهدیدی برای قدرت خود می‌دانست. اواسط ماه دسامبر، السیسی به ندرت در برابر روزنامه‌نگاران ظاهر شد که حکایت از عصبانیت او از حوادث سوریه داشت.

در این میان، عربستان سعودی و امارات متحده عربی پس از آغاز جنگ داخلی سوریه در سال 2011 و برای یک دهه پس از آن، از مخالفان سرسخت دولت اسد بودند. هر دو کشور خلیج فارس در اوایل سال 2012 در بحبوحه تنش‌ها در سوریه، سفارتخانه‌های خود را در این کشور بستند. در طول سال‌ها، زمانی که اسد با حمایت قابل توجه روسیه و ایران، کنترل بیشتر کشورش را دوباره به دست گرفت، به نظر می‌رسید که تغییری در نگرش خلیج فارس رخ داد.

دو قدرت خلیج فارس بازیگران اصلی در بازگرداندن اسد پس از یک دهه انزوا به میان کشورهای عربی بودند. گرم شدن روابط میان شام با عربستان و امارات در آن بازه زمانی نشان از تمایل ادعایی اتحاد اعراب برای مقابله با نفوذ رو به رشد ایران در سوریه و خاورمیانه بود.

 

پس از زلزله ویرانگری که در اوایل سال 2023 ترکیه و سوریه را لرزاند، رهبری عربستان سعودی با اسد تماس گرفت و همین گزاره به نقطه عطفی در رواط دو بازیگر تبدیل شد. تعامل با دولت اسد، تصدیق ضمنی این گزاره بود که علیرغم تلاش‌های مورد حمایت غرب برای برکناری رهبری سوریه، بقای سیاسی او به واقعیتی تبدیل شده که دیگر نمی‌توان آن را نادیده گرفت.

تغییر در نگرش خلیج فارس در حالی که اسد هنوز سوریه را کنترل می‌کرد، بخشی از نظم منطقه‌ای گسترده‌تر بود، زیرا سعودی‌ها و امارات تعامل با ایران را نیز کلید زدند.